آب بازی با اردک ها
جیگر مامی جون بازم سلام. میخوام بگم ظهر ساعت یک و نیم زنگ زدم مهد دیدم برگشتید از اردو انقدر خیالم راحت شد که نگو.بابایی هم اون موقع خونه بود اومدیم و سه تایی خوابیدیم یه خورده . البته مامی از صبح کلی کار داشت و اتاق خوابت و ریخته بودم بیرون و داشتم تمیز میکردم . بعد اتاق یخورده خونه رو تمیز کردم و گفتم تا شب نشده برم حیاط هم بشورم که شما هم اومدی بیرون اما بعدش رفتی تو و با اون اردکایی که زن عمو دیشب بهت داده بود کلی بازی کردی و منم قبلش بهت که یه تشت اب داده بودم به خواسته خودت تا اردکی ها باندازی توش بازی میکردی و خودت اومدی گفتی مامان اب تشت رو اردک ها ریختند رو فرش. حالا چی اردک ها پلاستیکی هستند ها . و خراب کاری خودت رو...
نویسنده :
مامی جون
20:30


