تشویق تو مهد به خاطر قرآن خوندنت
عسلم بالاخره دیشب که اون همه گریه کردی که بریم
.gif)
خونه مامان جون بالاخره بردمت
امروز خاله مریم ظهر اومده بود خونمون و باهم ظهر اومدیم دنبالت.و امروز مربی تون خاله سارا گفت آفرین به ابوا
لفضل مامانش ابوالفضل خیلی خوب تو مهد قران و میخونه {اولین آیه تبت رو اونم با صوت}خیلی خوشحال شدم عزیزم
. بعد باهم و خاله مریم سه تایی از مهد اومدیم بیرون و خاله رفت خونشون و ماهم رفتیم خونه مامان جون.البته اول دایی بهمن خونه بود و مامان جون هم به قول شما قرقان بود. و زنگیدم بهش که مامان جون ابوالفضل بیا دیگه ابوالفضل اومده شمارو ببینه.
مامان جونم اومد و شما دیدیش و لباس اسپایدر منو کهع برات خریده بود رو داد.و یه نیم ساعتی نشستیم و بعد برگشتیم خونمون عزیزم
.gif)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


تشویق تو مهد به خاطر قرآن خوندنت 

