ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 19 سال و 5 ماه و 16 روز سن داره

قشنگ ترین وبلاگ برای قشنگ ترین پسر دنیا

آب بازی با اردک ها

1390/2/8 20:30
نویسنده : مامی جون
288 بازدید
اشتراک گذاری

جیگر مامی جون بازم سلام. میخوام بگم ظهر ساعت یک و نیم زنگ زدم مهد دیدم برگشتید از اردو انقدر خیالم راحت شد که نگو.بابایی هم اون موقع خونه بود اومدیم و سه تایی خوابیدیم یه خورده . البته مامی از صبح کلی کار داشت و اتاق خوابت و ریخته بودم بیرون و داشتم تمیز میکردم. بعد اتاق یخورده خونه رو تمیز کردم و گفتم تا شب نشده برم حیاط هم بشورم که شما هم اومدی بیرون اما بعدش رفتی تو و با اون اردکایی که زن عمو دیشب بهت داده بود کلی بازی کردی و منم قبلش بهت که یه تشت اب داده بودم به خواسته خودت تا اردکی ها باندازی توش بازی میکردی و خودت اومدی گفتی مامان اب تشت  رو اردک ها ریختند رو فرش.حالا چی اردک ها پلاستیکی هستند ها . و خراب کاری خودت رو انداخته بودی سر این اردکی های بیچاره. و بعدش که دیدی چیزی نگفتم خیالت راحت شد و الانم با خیال راحت نشستی داری کارتون میبینی و مامی هم هنوز کاراش نصفه و نیمه مونده و شامم نداریم و منم همچنان دارم میتایپم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)