ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 19 سال و 5 ماه و 16 روز سن داره

قشنگ ترین وبلاگ برای قشنگ ترین پسر دنیا

سرزمین عجایب و اولین دلتنگی مامی

1390/2/8 10:18
نویسنده : مامی جون
263 بازدید
اشتراک گذاری

عزیز دلم امروز صبح روز اردوتون بود و صبح زودتر از همیشه بیدار شدی و یخورده عدسی خوردی و بردمت مهد و بعد یه نیم ساعتی همتون سوار ماشین شدید و رفتید سرزمین عجایب.

اولش که سوار اتوبوس شدی چون نمیزاشتند مامانا بیان داخل اتوبوس خودت رفتی سوار یه صندلی شدی و منم رفتم از شیشه نگات کردم و دیدم میخوای گریه کنی انگار احساس غریبی میکردی و بعد یکی از خاله ها اومد و آرومت کرد شِکـْـلـَکْ
 هآے خآنومےو تا منو از شیشه دیدی یخورده حالت بهتر شد و باهات بای بای کردم توهم برام دست تکون دادی.

از وقتی ماشین شروع کرد به رفتم دل منم داشت میترکیدEmoticon خیلی همون لحظه دلم برات تنگ شد.Cool باخودم گفتم کاش نمیزاشتم بری.اما گفتم اشکال نداره دیگه این چیزا برات باید عادی بشه.ولی الان کلی برات دلم تنگیده امیدوارم اونجا حسابی بهت خوش بگذره عشق من نفس من.

عسلم مامانی بدون تو میمیره ها میدونستی.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)