ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 19 سال و 5 ماه و 16 روز سن داره

قشنگ ترین وبلاگ برای قشنگ ترین پسر دنیا

دلتنگی و گریه برای مامان جون

1390/2/6 12:14
نویسنده : مامی جون
532 بازدید
اشتراک گذاری

عزیزم دیروز عصری زنگ زدم به مامان جون تا باهاش حرف بزنی  آخه از اونجایی که از وقتی بدنیا اومدی  تا الان ما تقریبا هر روز یا یه روز در میون میریم خونه مامان جون بهش سر میزنیم و این هفته به خاطر یه مسایل نشد بریم و این هفته فقط یه بار مامان جونو دیدی بعد عصری که باهاش تلفنی حرفیدی کلی گریه کردی که منو ببر پیش مامان جون

mahsae-ali

منم دلم براش تنگ شده باورم نمیشد تا چند ساعت هی یادت میافتاد

گریه میکردی و ساعت ١٠ بود میخواستم بخوابونمت شکلک های شباهنگ Shabahangگریه کردی که من دلم بره مامان جون تنگ شده و یهویی دیدیم صدای اف اف دراومد دیدیم بابا و دایی بهمنه که آروم شدی و دایی بهت گفت فردا بیا خونمون و دایی جون اومد با بابایی و من قلیون کشیدیم و تو هم از فرصت خوب استفاده کردی و گوشی دایی جونو گرفتی تا وقتی بره حسابی باهاش بازی کردی آخه گوشی دایی جوا اپل هست و کلی بازی های جالب داره.شکلک های شباهنگ Shabahang

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)